Machine transcription
جلد پنجم
۹۹
کتاب الاقرار
همچنين في کرکرده شده است در کتاب محيط مريضا قرلوارثه بعبد فقال ليس لي بل لفلان
وصدقه فلان ثم مات سلم العبد للاجنبى غرمرماً اذ قيم ودفع خطر كذا لو اقر الوارث
لوارث آخر سلم العبد للثاني موجب على الاول قيمته ما ديه اياه وللاول والثاني مهنا نصيب
ولوكان على الميت دين يحيط لم يغرم كل القيمة ولا تسقط حصة احد كذا في الكار عمالکية
مریضی اقرار کرد برای وارث خود بغلامی و آن وارث گفت که اینغلام از من نیست بلکه فلانیرا
وآن فلان او را راستگوی نمود بعد ازان آن مریض مرد سپرده میشود آنغلام بان بیگانه و
تاوان بدهد آن وارث قیمت آنغلام را برای دیگر ورثه و نیز داده میشود ازان حصه آن وارث
وهمچنین اگر بعد از اقرار مریض بآن غلام برای وارث آن وارث اقرار کرد بآن غلام برای دیگر
وارث او سپرده میشود آن غلام برای آن وارث دوم و بر وارث اول قیمت آن واجب
میشود و آن قیمت وی میراث میگردد و مرآن وارث اول و وارث دوم را نیز ازان حصه است واگر
بران مرده دینی بود که فرا گرفته بود مال او را تاوان ده میشود آن وارث اقرار کننده همه قیمت او را
وحصه هیچ کدام از ورثه ازان ساقط نمیشود همچنین ذکر شده است در کتاب خانی ولو اقر المريض
بعين في يده للآخر لم يصح في حق غرماء الصحة رهناً سوء كانت العين
او مضمونه و مفادها ان الاقرار بالعين في المرض لا يوازن الدين في ديباجة الاحكام
اگر مریضی اقرار کرد بمال معینی که در دست او بود برای دیگری صحیح نیست اقرار وی درباره آن صاحب
دینکه لازم شده دین ایشان در حال تندرستی وی برابر است که آنمال معین امانت باشد
یا مضمون باشد و فائده این مسئله آن است که اقرار کردن بمال معین در حال مرض مانند اقرار کردن
بدین در حال مرض اذا اقر المريض باستيفاء دين وجب له على قمر فان كان الد
بدلا عما هو مال بان اقرضه وباع حتى وجب الثمن في ذمة المشتری كافى لي
ماده
در اقرار مریض بمال
معینی که در ست او
باشد
ماده
در اقرار مریض بتمام
گرفتن دینیکه او را بر
دیگری است بخط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
