Page image — the source of record
Machine transcription
کتاب الوکاله
۱۷۲
خود و یا بخرد از خود بر این نیز روا نیست الوکیل یمنع من بیعه مرابحة ما اشتراه منهم بل بایتنا فی الجماع معزیاً
الى انجار و اشترى مه غلا، عبداً معلوماً در اهم المجتعم طرا با عنده وکیل ممنوع است از اینکه بد هم آنچیز که وکیل
خریده است نزائر ایشان بدون بیان کیفیت آن دلیل اینکه در معراج گفته است در حالیکه نسبت کرده شده است
بکانی که اگر وکیل خرید ز کسانیکه شهادتی ایشان برای و قبول نمیشود یک شیعی معین بمباعلی شهم دارا و نود نزد ان کا
بمراجه این مراجمه بی بیان روا نیست نزدا مام اعظم و الوصى جامع همه ثم القيمة فانه یجوز وان باغيه لا يجوز وقبل
والمضارب کالوصی کذا فی السراج الوهاج (بحر) وصی اگر فر وخت کسانیکه شادی ایشان برای قبول نمیشد باند
قیمش رو امیشو واکر مجانا کرو در آن دیم بشود گرچه مجابها اندک باشد و مضارب مانند وصی است در کم چنین است در برای
وهاج وفي جامع الفصول نوع القيم مال الوقف او أجر ممن لا تقبل شهادته له يجوز عند ابي حنيفة وفيه المسلم
اذا أجر دار الوقف من ابنه البالغ او ابيه يجوز عند الي حنيفة الا انه من اهل النرج ويعي ان لا يجوز فصار خيرا والا فلا
و در جامع فصول در نوع کو است که اگر قیم وقف فروخت مال وقف را یا با جاره د اوکسیکه شاهدی د برای وکیل قبول نمیشد روایت
نز د ا مام اعظم و درنیز درجمع اصول است که متوالی وقف وقتیکه با جاره در سرا وقف را به پر بالغ یا پدر خور داشت
نزد امام عظم کر کر رو است اکثر از هم هش نشان روایان بنی که ولی وقت بجاره رفت را وقت برا من خودرات
اخر مسیر وقف بود و اگر خرش نبود روا نیت الوكيل بالبيع يملك الاقالة في بيعه ثم قال لوسلمه الثمن لم يجز او الوكيل بالشراء لالة
(رد المحتار) وکیل بفروختن مالک اقار میشود اما که اگر فروخت بعد زان قاله کرد از میم شو د بروکلی اگر ز منی کی دوکیل
بمریدان مالک اقاله ست حركه حجز ولا يبيع بالف وهم قيمت الفته فترسعه قبل البيع إلى لود وهم لا يكون للوكيل بين
بالف (قاضيخان مردی وکیل ساخت سرد را بفر وقت غلام خود بهزار درهم حال آنکه قیمت آنغلام هزار درهم بود سپس آن ها را به
تا که میش نرو داستی هزار درهم رسید کیں نیست فروختن آلام مزار دهم وی العيار تل الا قال و حية كل بير من صاير
له موفض البيع اليحفة بن و اکو روخت نلام هم یک سه وز بعد ا ان میں فرد در درتار که مشاهده نمرا کرد پیروهای کنده اند
اع نزدا مام معمر دلو له مصر الي لا ن سكن حتى مقال الي عند یو نی جو کھا قال ابو حنيفة خلنا المقتا و قاضينا
وصی و پدر و متولی قضا مانند وکیل است ۱۲
عه والوصى والاب والمتولى كالوكيل (رد المحتار)
وكذا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.
How this was measured.
- Cite this page
- Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām taʼlīf-i kitāb-i mustaṭāb bi-saʻy-i Mīr ʻAlī Jān Khān va ʻAbd al-Rāziq Khān bi-taṣḥīḥ-i faz̤āyil va favāz̤ilʹnishānān-i ʻulamā-yi mutabaḥḥirīn-i mīzān al-taḥqīqāt-i sharʻīyah bi-saʻy va ihtimām-i Muḥammad Sarvar Khān, page 179. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0156/179 (accessed [date]).
- Permalink
- https://afghanpress.org/book/adl0156/179
- Machine-readable
-
JSON ·
IIIF manifest ·
Canvas
- Source
- Afghanistan Digital
Library record