Machine transcription
۸۰
بعد ازان کپتان مرا مخاطب نموده گفت :
موسیو آرونا قس ! طعام ما ما را انتظار دارد بفر مائید برویم .
لهذا یکجا از او تاق برآمده در یک رهرو مفروش پاکی که با الکتریک روشن شده
بود روانه شدیم. بقدر ده مترو رفتیم که در پیش روی ما يك دروازۀ باز گردید .
ازین دروازه بيك دالان نان خوری که به بسیار حسن طبیعت تزئین و تفریش شده
بود داخل گشتیم . بر سر رفهای بلندی که از چوبهای جوهردار ارچه ساخته شده بود
و از چوب آبنوس بران گل کاری شده بود ظروف واوانی چینی و بلورین بسیار
اعلا و قیمت داری چیده شده بود . ضیای بسیار شدید الکتریکی که از فانوسهای
بلورین تباشیری رنگارنك از سقف آویخته شده بر طبقها وخمها و گلدانیها و دیگر
ظروف چینی و بلورین داخل دالان پر تو نثاری میکرد زینت و لطافت دالا نرا تزئید
و دو بالا میساخت . در وسط دالان يك میز بسیار آراسته و پیراستۀ نانخوری مشاهده
میشد که با ظروف بسیار قیمت داری تزئین یافته بود کپتان نمو چوکئی نشستنی مرا
بدست خود نشان داده گفت :
- بفرما ئید ، بنشینید ، ومانند مردمان بسیار گرسنه طعام تناول کنید .
بکمال اشتها بمقابل همدیگر بر سر سفره نشستیم طعام ما از چند نوع طعامی مرکب
بود که نوع بعضی از انهار انشناختم اگر چه لذت خصوصی در آنها موجود بود و
لی همه کی بسیار لذیذ و نفیس بودند و چون در اکثر این طعامها مقدار بسیاری از فسفور
استلذاذ مینمودم دانستم که همۀ آنها محصولات دریائیست . کپتان نمودقت بطرف
من میدید . فکر و اندیشۀ مرا دانسته گفت :
- معلم افندی اگر چه نوع و جنس این طعامها را نمیشنا سید اما بی اندیشه و وسواس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
