Machine transcription
٦٧
درین اثنايك هوای تازه و سردی برویم برخورد که این هوا از هواهای صافی
سطح دریا بمشام حس میشد دهنم را باز کرده هوای صاف زیادی بلع نمودم . جگرم
سرد شد ، دماغم را تازه گی حاصل آمد . بعد ازان خواستم که جهت وارد شدن
هوا را بیاموزم . لهذا بپالیدن آغاز نهادم . بر دیوار سر دروازه يك سوراخ كوچكى
یافتم که هوا بشدت از انجا وارد میشد .
درین اثنا ندلاند ، و قونسه ی نیز بتأثیر هوای صافی از خواب بر خوا ستند .
بعد از انکه یکچند بار کهالتی خود را کشیده و چشمهای خود را مالیدند بر پاخواستند.
قونسه ی بنابر نزاکت دایمی که دارد بمجرد برخواستن از من پرسید که :
ـ انشاء الله افندی براحت خوابیدند ؟
ـ بسیار خوب خوابیدم قونسه ی ! شما چسانید اوستا ندلاند ؟
ند ـ خوابم خیلی سنگین بود؛ اما اگر دروغگو نشوم بگمان که هوای صافی در یار ا
تنفس میکنیم !
من ـ نی ندلاند ! خطا نکرده اید بحقیقت که هوای صافی دریارا تنفس میکنیم.
ند ـ آیا ساعت چند خواهد بود بگمانم که وقت طعام شام نزديك شده خواهد بود ؟
من ـ طعام شام مگوئید طعام چاشت بگوئید زیرا هیچ شبهه ندارم که شب در اثنای
خواب ما گذشته باشد .
قونسه ی ـ این اثبات میکند که تمام بیست و چارساعت خوابیده ایم !
ند ـ همچنین است . اما میدانی قونسه ی ! اگر طعام شام باشد یا طعام چاشت آمدن
خدمتکار مرا بسیار ممنون خواهد کرد بیاید و یکی از یندو طعام را بیارد بعد ازان
هر چه که میشود بشود ... .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
