Machine transcription
٤٦
ـ استاد و ما هر يك طوپچی بیاید . هر كس كه جانور را بگاه زده هلاك كرداند پنجصد روپیه اکرامیه خواهد كرفت !
يك طوپچی ریش جو گندمی كه تا بحال شكلش در پیش چشم منست بكمال اعتدال دم و استراحت پیش آمد . نشانرا كرفته طوپ بكمال شدت فریاد برآورد . طایفه ها بكمال مسرت ندا كردند . بواقعیكه كله بر هدف اصابت نمود . اصابت كردن گله نیز ازین معلوم شد كه گله بر پشت جانور خورده و باز و اپس جهیده بدریا افتاد و هیچ تأثیری بر وجود جانور نه بخشید .
طوپچی كه كله را انداخته بود بكمال حدت گفت :
ـ این حیوان نیست ! بلكه كشتی ایست كه از ابراهام لنقولن كالفت تر لوحه زره آهنی بر وجود ش پوشیده شده است .
اینسخن طوپچی را « لعنت » بلند كپتان جواب شد . باز بسرعت بر جانور هجوم برد . و بمن نزدیك شده كفت :
ـ موسیوا بخوبی بدان كه تا وقتیكه ابراهام لنقولن بر هوا شده پاره پاره شود پی این جانور ملعونرا نخواهم گذاشت .
ـ البته باید نگذارید ! چرا كه وظیفه شما همینست .
فكر كپتان و همه مایان این بود كه جانور مانند ماشین و اپور بحركت دایمی تحمل نیاورده آخر مانده خواهد شد . لکن حیف ! كه ساعتها كذشت . ولی از ماندگی در جانور اثری پیدا نشد . مسافه را كه امروز قطع كرده ایم كمتر از پنجصد كیلو مترو تخمین نمیتوانم .
شب شد ! دریا را باز ظلمت تیره استیلا نمود . ساعت ده شب بود كه ده میل دور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
