Machine transcription
٣٤٦
نمیکرد ، و آهسته آهسته او را بطرف شرق میکشید ، او نیز او را عقب گیری داشت ،
ولی هجوم نمیکرد .
باز خواستم که کپتانرا ازین خونریزی باز دارم اما تا میخواستم که چیزی بگویم مرا
بسخن نمانده گفت :
— حق بدست منست ! هجوم کنندگان اینهاست . همه چیزهائیکه من آنرا مقدس
میشمردم چون وطن ، زوجه ، اولاد ، پدر ، والده همگی از طرف اینها محو وفنا
گردید . اینستکه دشمن عظیم من اینهاست !
اینسخن را کپتان بيك شدت وحسرتی گفت که از هربن مویش جدا جدا حرص
انتقام پدیدار بود . بازيك نظری بسوی سفینه که در عقب مامی آمد ، و بپای خودلحظه
بلحظه بگرداب فنا نزدیک میشد انداخته فرو آمدم . ندلاند را یافته گفتم :
— امشب باید که بگریزیم . تا آنکه بخونریزی اشتراک نکرده باشیم .
— بلی بگریزیم ! صبر کنیم که شب بیاید !
شب آمد . در سفینه يك سكوت سنگینی حکـفرما بود جهت نما تبدیل جهت و استقا
مت نوتیلوس را نشان میداد . دور کردن منتظم پروانه را میشنیدم بر سطح دریا رهسپاری
داشتیم .
مهتاب هم دنیارا خوب منور داشت ، فرصت فرار را بچار چشم انتظار داشتیم .
از بسکه بسیار متأثر بودیم هیچ سخن گفته نمیتوانستیم .
ندلاند بهوس آن بود که خود را بدریا اندازد بزور او را مانع میشدم . چونکه بفکر
من چنان بود که نوتیلوس از سطح دریا بر کشتی زرهپوش هجوم خواهد کرد ، در آنوقت
فرار خوبتر ممکن خواهد شد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
