Machine transcription
۳۲۸
من – چون درین وقتها فرار کردن ممکن نیست چه باید کرد ندلاند؟
ندلاند – بشنوید! باز فکر خود را بشما تکرار کنم . با کپتان نمو سخن را باز کنید .
هنگامیکه از نزدیکی مملکت شما میگذشت هیچ چیزی نگفتید، حالا در دریاهای مملکت
من آمده اید . اگر شما نمیگوئید مجبورم که من سخن را فیصله دهم . بعد از چند روز
از نزدیکی نهر «سن لوران» که از شهر «کبه ق» که مسقط رأس منست میگذریم.
پس چون اینمسئله را بخاطر میآرم خونم بجوش میآید، مغزم بدور میشود موهایم بر
میخیزد . ببینید معلم افندی بشما راستی عرض کنم من خود را بدریا خواهم انداخت .
در نجا ماندنی نیستم، زیرا خیلی بعذابم !
دوست کانادایی من خیلی بیصبر، و به آخر درجه به تنگ شده است. در بخصوص
حق هم بدست دارد . مدت هفتما هست که از هیچطرف کره ارض هیچ خبری نگرفته
درین کشتی محبوس بسر میآریم . در میان دریا تمام عمر خود را گذرانیدن انسان
میباید که به اخلاق قونسه ی باشد . هرگاه قونسه ی شش غلصمه میداشت مکمل
یکماهی میبود . ! ندلاند چون دید که جواب ندادم ، بشدت پرسید که :
– چه میگوئید ، ببینم معلم افندی !
من – آیا میخواهید که از کپتان بپرسم که نیت و تصورش در باره ما چیست ؟
ندلاند – بلی ، همین را میخواهم !
من – اما میدانید که کپتان پیش ازین در ینباب فکر و نیت خود را در حق ما علناً
بیان کرده است .
ندلاند – باز یکبار دیگر دانستن میخواهم . اگر خود شما از طرف خود گفته
نمیتوانید از طرف من بگوئید :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
