Machine transcription
۲۹۲
این طبیعیهٔ قدرتی مقاومت و مقابله کردن ممکن نیست. اینست که در ینبار بيك عارضهٔ
مدهشهٔ طبیعیه سر دوچار شدیم وگرنه در مانورهٔ نوتیلوس هیچ خطایی واقع نشده
است . حالا دو رنگ مرگ برای ما موجود است . اولا همین تونلی که در ان هستیم
رفته رفته انجماد کرده در میان یخبها به تضییق و فشار می دنست . ثانیاً از بی هوایی مخنو
قاً وفات کردنست .
کپتان اینسخن را بچنان اعتدال دم و مستریحانه میگفت که گويادريك مکتبی ایستاده
و بشاگردان خود درس ریاضی میگوید . گفتم :
ـ کپتان ، از بی هوایی مخنوقاً نخواهیم مرد چرا که خزینه های هوای نوتیلوس پر است .
ـ بلی پر است اما هوای خزینه ها تا دو روز دیگر ما را کفایت خواهد کرد. حالا نگه
سی و شش ساعتست که در زیر آبیم ، و از حالا نوتیلوس به تجدید هوا محتاجست که باید
بخزینه ها دست لاف کنیم .
ـ پس میباید که کوشش کنیم تا پیش از چهل و هشت ساعت رهایی یابیم .
ـ بلی همچنیست معلم افندی ! تا جان در بدن کوشش کردن لازمست . حالا نوتیلوس
را بریخ پارهٔ سقوط یافتهٔ زیرین فرو می آرم . طایفه ها را سقافا ندر ها پوشا نیده بیرون
میبرازم ، و مقیاس گرفته باریکترین دیوار حائل یخ را بشکافتن آغاز میکنیم .
کپتان این را گفته بیرون برآمد. بعد از کمتری صدای پر شدن خزینه های آب
بگوش رسیده نوتیلوس سقوط نمود و بعمق سه صد و پنجاه مترو بریخپارهٔ عظیمه بنششت ،
پنجره های دالان نیز باز گردید . ندلاند و قونسه ی را مخاطب نموده گفتم :
ـ دوستان من ، در ینبار در موقع بسیار مهلکی افتاده ایم لهذا از غیرت و همت شما
امید وارم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
