Machine transcription
۲۳۰
از چند مدت آن جزیره پس غائب گردید. در سنهٔ ۶۹ میلادی باز برآمده بعد از یکعصر
پس در آب فرورفت و تا به سنهٔ ١٨٦٦ دیگر ظهوراتی از تاثیرات حرارت مرکز ارض
درینجاها بوقوع نیامد . ولی در ابتدای سنهٔ مذکور در پهلوی جزیرهٔ «نه قامانی» يك
جزیرهٔ ظهور نمود که آنرا « ژورژ » نام نهادند بعد از چندی جزیرهٔ مذکور بانه قامانی
بهم چسپید . در همان سال باز يك جزیره برآمد که آنرا «آفروه سه» نام نهادند ويك
آبنای تنگی در مابین این جزیره و نه قامانی باقی ماند . هنگامیکه این حادثه ظهور می
یافت من در انجا بودم و بخوبی تماشا کردم . بواقعیکه بسیار حادثهٔ غریبی بود . حرارت
مرکزيه ارض زمين را آماسانده آماسانده مانند يك جانوری آنرا از آب بیرون میبرآورد
تا آنکه بقدر سه صد جریب زمین مدور شده بر سطح بحر برآمد . خاک آن از مواد مذاب
شده سیاه رنگ «فلد سپاتی» مرکب بود . رفته رفته این سه جزیره بهم پیش آمده
يك جزيره گردید . پس ببینید معلم افندی که خالق کائنات در زیر بحر و روی زمین و
جو هوا چه اجراآت عظیمه را بواسطهٔ آلت طبیعت تخلیق و تکوین میفرماید !
من — راستست کپتان ! اما در میان این آب جوشان زیاده ازین ایستادن نمیشود !
نمو — بواقعیکه هم چنینست معلم افندی !
اینرا گفته بر يك دكمهٔ دست برده نوتیلوس از میان این نهر جوشان بیرون برآمده
بعد از نیمساعت بر سطح بحر برآمده تنفس میکردیم .
بخيا لم گذشت که اگر ندلاند درینجا فکر فرار را اجرا میکرد لاشه های یخنی شدهٔ
مهر اکشته ما به ساحل افتاده ساحل نشینانرا حیران میساخت !
روز دیگر در مابین جزیرهٔ رودوس و اسکندریه بوده از حوضه بحری که سه هزار
متر و عمق داشت جزایر بحر سفید را در عقب گذاشته از دماغهٔ «ما تابان» به آنسو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
