Machine transcription
۱۸۳
قونسه ی و ندلیا در پیش من بود سرهای خود را با همدیگر نزديك آورده بچشم
وروی اشارتهای تعجب و حیرت میکردیم . ولی وا اسفا که به تکلم مقتدر نبودیم
بروی میدان چون خوب دقت نمودم بعضی بلندیهای دیدم که بدست انسان ساخته
شده بود ! بنابر اشارت کپتان دو نفر از طایفه هایش شده در پهلوی یکی از ان بلندیها
زمین را با کلنگی که در کمر داشت به کندن آغاز نهاد .
ازین کار حقیقت مسئله را دانستم که چیست ! ! مگر این ميدانى يك قبرستانى بوده
است ! و آن بلندیها که دیده میشد قبرهایی بود که بقبرهای مسلمانان مشابهت داشت !
و حالا نیز قبر کنده میشود ! و این صندوق نیز تابوتیست که جسد مجروحیکه دیشب
ترك حیات کرده است در انست !
پس معلوم شد که کپتان نمو رفقای خود را همیشه در بنجاد فن میکنند .
قبر آهسته آهسته کنده میشد . ماهیانی که از صدای کلنگ زدن بخوف می افتادند
از اطراف ما بکمال سرعت میگریختند . نهایت مدفن کنده و حاضر گردید . طایفه
هائیکه حامل تابوت بودند نزدیکشدند ! تابوت را باز کرده جسد را که با يك كفن
سفیدی تکفین شده بود بر آوردند . و در چقوری که با آب مملو شده بود فرو آوردند،
و خاکهائیکه از مدفن برآورده بودند پس در ان ریختند، و باسنگهای قورا بها و پارچه های
صدف و گلهاى نباتات بحری تحکیم و تزئین نمودند . درمیان چهار پنج قبریکه از
پیش بود يك قبر دیگر نیز علاوه گردید .
کپتان نمو و رفقای او در اطراف قبر صف بسته بکمال تضرع دستهای خود را بدعا
برداشتند . مانیز به بسیار تأثر زانو برزمین زدیم . بعد از انکه دعا تمام شد کپتان نمو و
رفقای او از جسد بیروح رفیق خود که در قبر بحر در مدفن راطب تودیع نموده اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
