Machine transcription
١٥٧
درین اثنا چشم ندلاند بريك درختی برخورد که آنرابشناخت و گفت :
— اینست درخت نان ، حا لا يك گوشت باقی ماند .
بواقعی که این درخت «آرو پا قوس» بودکه بدرخت نان مشهور است . ندلاند
همان يك آتشی افروخته و از میوههای این درخت یکچند عدد کنده در آتش پخته کرد .
همۀ ما بكمال اشتها از ان بخوردیم بواقعیکه خیلی لذیذ و تماماً بنان گندمی مشابهت در
لذت میرسانید .
بازبراه افتادیم كه شايد يك شكاری پیدا کنیم درختان کیله نیز یافتیم هم خوردیم
و هم مقدار بسیاری با خود برداشتیم . درخت انا ناس را نیز پیدا کرده از میوه های
بزرگ بزرگ آن نیز خود را محروم نگذاشتیم .
ندلاند به پیش افتاده هر میوه وسبزۀ نافعی که مییافت کنده در توبرۀ که به شانۀ
خود آویخته بود می انداخت . قونسل می گفت :
— دوست من ، حالا چیزی کمبودی برایت نماندنی ؟
— نی . هنوز کمبودی بسیار است چراکه میوه ها وسبزه ها چیزیست که بعد از
گوشت کباب خورده میشود حالا تیکه هنوز به اصل مسئله نرسیده ایم .
من — براستی که همچنینست ند ، توبما کباب وعده کرده بودی حالا تکه تا بحال
هیچ چیزی از ان وعده بما نشان ندادی .
ند — یکقدری صبر بفرمائید بهمه حال یا حیوان پوست دار چارپا ، یا حیوان دو
پای بالدار خواهیم یافت . اگر درینطرف جزیره نباشد در دیگر طرف جزیره بهمه
حال خواهد بود .
قو — اگر امروز نشود فردا خواهد شد چراکه شام نزدیکشدا گر بقایۀ خودرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
