Machine transcription
١٥٤
ختان میوه هم خواهد بود، در جنگلهای آن طبعاً حیوانات نیز موجود است. یکچند دانه از ان حیوانات را زده و از گوشت آنها یک کبابی تناول کردنرا خیلی آرزو دارم.
قونسه ی - در بخصوص ندلاند حق بدست دارد منهم به این فکر مشترکم. برای فراموش نکردن راه رفتن بر زمین، و خوردن گوشت حیوانات زمینی رفتن بجزیره را خیلی مناسب می بینم. اگر افندی از کپتان در ینباب یک اذنی بطلبد بد نخواهد بود!
منهم بفکر رفقاء موافقت کرده به نزد کپتان آمده کیفیت بیرون برامدن و يك شكار کردنرابیان کردم کپتان بکمال خشنودی رخصت داد. حتی عهد و پیمان هم نخوا ست. چرا که میدانست که در بحیره ها وحشیان آدمخوار موجود است که ما هیچگاه خود را لقمه آنها نخواهیم کرد. و اسارت نوتیلوس را بار بار بر ان مرجح خواهیم شمرد.
روز دیگر کپتان نمو قایق کوچک نوتیلوس را بما تسلیم نمود. تفنگ و تبر و بعضی لوازمات را گرفته در قایق نشستیم. من و قونسه ی به پرکشیدن و ندلاند بچرخ دادن سکان آغاز نهاد و از کمال مسرت غزل سرایی گرفت. مانند بندی که از بند بخانه آزاد شود مسرور و ممنون مینمود. و قونسه ی را مخاطب نموده میگفت :
— قونسه ی، گوشت میخوریم! گوشت! هم چسبان گوشت! گوشت حیوان بری! ترا بخدا راست بگو کبابی که بر روی آتش انداخته بخوریم و بوهای آن دماغ ما را تازه بکند بد گفتنیست؟
قونسه ی — چپ شو! آبهای دهن مرا ریختی!
من — در اول امر به بینیم که آیا درینجزیره شکار پیدا میشود یا نی! واگر باشد مبادا حیوانی باشد که ما را شکار کند ،
ند — او! بخدا اگر پلنگی هم بگیریم بیاید تا از گوشتش کباب نخورم واگذار نخواهم شد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
