Machine transcription
١١٤
لباسهای خود را پوشیدم. قونسه ی در باب قماش لباسها بسیار رأیها وفکرها بیان مینمود. لهذا مجبور شدم که خدمتکار صادق خود را بر حقیقت آن آگاه کنم و فهمانیدم که این از پشمهای حیوانات بحریه بافته شده بعد از آن بدالان آمده به تدقیقات حیوانات بحریه مشغول گشتم. جابکابها، ودولابهای که محتوی برنمونههای حیوانات، ونباتات، و دیگر محصولات بحری بود از نظر گذرانیدم.
کپتان نمو را دیشب هم ندیده بودم امروز نیز بیآنکه اورا ببینم گذشت ازین رهگذر خیلی دلتنك شدم چونکه يك الفت عجیبی در دل به آن آدم غریب الاطوار پیدا کردهام. امروز پنجرههای دالان باز نشد. وجه غریمت نویتلوس دایما شمال شرق بود، عمق آن نیز در ما بین پنجاه و شصت مترو، و سرعت آن نیز ساعتی دوازده میل بود.
روز دیگر باز از کپتان نمو هیچ اثری دیده نشد از طایفههای کشتی نیز هیچ کسی دیده نمیشد گویا نوتیلوس را برای ما گذاشته صاحبان کشتی بیکعالم دیگری رفتهاند. ندلاند و قونسه ی قسم اعظم روز را بامن در دالان گذرانیدند. از غیبوبت کپتان رفقای من نیز متحیر ماندند، آیا ناخوش شده یا آنکه غیر از نویتلوس دیگر مأوایی هم دارد؟
امروز را بنوشتن سرگذشت خود بسر آوردم. سرگذشت خود را بريك نوع كاغذی که از زوستر نام بنات بحری ساخته شده است مینویسم.
روز دیگر چون از خواب برخواستم دیدم که هوای تازه و صافی در سفینه پر شده است. دانستم که سفینه بر سطح بحر برآمده است. همان بسوی نردبان متوجه شدم و بر سطح کشتی برآمدم. هوار اخیره، بحر رأیبره ولی بموج یافتم امید داشتم که کپتان نمو را در انجا بیایم ولی بجز سکاندار که در قفس بلورین در پشت آئینه چسپیده بود هیچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
