Machine transcription
(۱۳۹)
و مالك زمين آن شخص ديگر را مزدور كند در چند سال معلوم بجيز
اندكى از جهت اينكه در حصه مالك زمين با آن مزدا ندك عمل كند
- ( معامله دوم ) -
فروختن چيز هائيكه كيلى يا وزنی باشد اگر بخلاف جنس
باشد نقد به نقد رواست خواه هردو بدل با هم برابر باشند
يا هم برابر نباشند و فروختن كيلى يا وزنی بكيلی يا وزنی
ديگر به نسيه روا نيست و فروختن چيز هاى مذكوره جنس
بجنس اگر با هم برابر و نقد بنقد باشد نيز روا است و اگر باهم
برابر نبودند - يا يكى از دو بدل نسيه بود روا نيست و آنكه روا
نيست و رواج يافته نيز در چند صورت بيان ميشود - (اول)
گندم بگندم فروختن كه از يك جانب گندم نقد باشد و از ديگر
جانب نسيه ( دوم ) فروختن گندم بجو كه يكى ازان نسيه باشد -
( سوم ) فروختن گندم با آرد گندم كه آن را در عرف حال
در آسيا برده بدل مى نامند ( چهارم ) فروختن شير بشير كه
از يكجانب نقد و از ديگر جانب نسيه باشد كه آن را باصطلاح
( شير واری ) مى نامند كه صاحبان مواشى شير ده بوزن يا بپيمانه
شير خود را بفروشند - و طريقه صحت در اين چهار آن است
كه هر كدام ايشان مال خود را در سه صورت اول بپيمانه بطريق
قرض بديگر خود بدهند - و در صورت چهارم قرض بوزن
يا به پيمانه بدهد - و همچنين در دادن دوغ بطريق فروختن
بدهند كه نارواست بطريق قرض بوزن يا به پيمانه بدهد ( پنجم )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
