Machine transcription
صحیفه ٢٩٥ احوال شهر موکدن در اثنای محاربه جلد چهارم
کوچههای ملوث و متعفن محلهٔ قدیم شهر در آمده اسپ و یا کمر بند مزین خودشانرا برای فروختن به چینیان پیش میکردند. چینیان به این تکلیف در اول امر جواب رد میدادند. و بشدت با نکک مخالفت میزدند ولی چون چار اطراف خودرا دیده که کسی نبود به آهستگی رجا و نیاز آنها را اسعاف کرده بمقابل يك چند پیسه کمی گرانبها ترین اسبابهای شانرا میخریدند.
عسکر هائیکه اسباب هم نمیداشتند بدزدی و شقاوت جسارت میکردند. مثلا يك شبی بود که دو نفر قازاق در دکان يك تاجر فرانسوی در آمده تا که میتوانستند خوردند و نوشیدند، و بعد از انکه بدمست شدند صاحب دکانرا بقتل تهدید کرده همه پیسه که داشت طلب کردند. نام درین اثنا دو نفر افسر روسی از پیش دکان مذکور میگذشت. فرانسیس به افسران مذکور خطاب کرده گفت: (به بینید عسکرهای شما مرا یغما میکنند.) افسران بقهقهه خنده کرده در گذشتند. فرانسیس چون دید که کسی بدادش نمیرسد هماندم بدرون دکان خود برجهیده گفت: (باشید که پیسه برای شما بیارم.) و از انجا با يك تفنگ دومیله بر کرده آمده و هر دوی شانرا برخاك هلاك بینداخت، و همه اشیای قیمتدار خودرا برداشته به (سین مین تین) فرار نمود.
اینگونه احوال و وقوعات رفته رفته آنقدر بسیار شد که در ذیل احوال عادتی و طبیعی در آمد.
در بازار کبیر (موکده ن) که بهترین و محتشمه ترین جادههای دنیا شمرده میشود مأمورین بزرگ ملکی و نظامی روس در عرابههای مکلف و مطنطن چین سوار شده متمادیا در سیر و گردش میبودند. در میان این عرابهها بعضاً عرابههای مکلف نقره پوش ابریشمین اسباب (ماندارین) یعنی توانگران و اصیلزادگان چین نیز دیده میشد که تاجرهای بزرگ موکده نی با چهرههای متبسم خود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
