Machine transcription
صحيفه ۹۲ محاربه روس و ژاپان جلد دوم
«بسوی بندر گاه برمیگشتیم؛ من در دائرهٔ سکان کشتی بودم و صحیفه
های دفتر اشارت را ورق میزدم. آخرترین امر امیرال (ماقاروف). این
بود: (سفینه های طورپیدو به بندرگاه داخلی عودت کنند.) سفینهٔ زره
پوش بسبب تبدیل نظام خیلی آهسته آهسته حرکت میکرد. يكي يكبار يك
لرزهٔ بسیار مدهشی بحصول آمد. بعد از ان صدای يك اشتعال وكفيدن
مدهش و هول ناکی شنیدم؛ در پی این اشتعال يك اشتعال مدهشتر و مخوفتر
دیگر نیز برامد؛ همانلحظه بطرف دروازه دویدم لا کن دروازه را باز کرده
نتوانستم، و خود را از پنجره بیرون انداختم. دیدم که کشتی بيك بغل میل کرده
بنای غرق شدن را دارد. در يك جهت پل يك افسری را دیدم که بر و افتاده بود.
این افسر امیرال «ماقاروف» بود! از هر طرف پارچه های انقاض، و اعضای
بدن خورد و خاش شده، و آهن پاره ها و دیگر مواد مانند باران میریخت!
آه و انین مجروحین و دیگر بسی صداهای دهشت قرین شنیده میشد. و
همهٔ این مناظر الم انگیز را یکدود بسیار کثیف و غلیظی ستر و پنهان میکرد.
موجهای آبیکه در کشتی هجوم نمود مرا از جائیکه بودم برداشته ببرد! بعد ازان
بيك چیزی که بر روی آب بود دست انداختم. افتادن دیرکهای کشتی را
بیاد دارم دیگر هیچ چیزی نمیدانم!»
در میان تلف شدگان یکی از رسامان و مصوران روس که (وه رچا
کین) نام داشت و بتصویر کشی وقایع حربیه شهرت شعار بود نیز موجود
بود. مومی الیه در جوانی بفکر آنکه بسلك بحریه درآید به مکتب بحریه
داخل گردید. اما بعد از ان بر سامی سلوك كرده در کشتیهای حربی در جاهای
بسیار دور سیاحتها اجرا نموده قابلیت صنعتکارانه خود را وسعت داده است.
درینبار به نیت آنکه وقایع محاربات اقصای شرق را ثبت دفتر خاطرات نماید،
و در آینده لوحه های مصور بسیار قیمتداري که علوشان و موقفهای روسیه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
