Machine transcription
صحیفه ١٤٠ محاربه روس و ژاپان جلد دوم
دست و گریبان میشود ! بلی، من یکی از اجزای فردیه جسم ملتی ژاپانم که در ظاهر حال نسبت به این جسم مقدس بدرجه (هیچ) میباشم . ولی در حقیقت حال آن چنان يك جزء فردی ام که به الطاف مالانهایه بادشاه محبوب القلوب خود برورده کمال و عرفان گردیده يك عالم کبرای معنوی شده ام !
« دل يك عسکری که بجوش و خروش آمده باشد، مانند بحریست که پر موج شده باشد ، پس چنانچه موجها باساحل مصادمه کرده ، و بهم خورده خورده سکونت پذیر میشود ، همچنان دل پر جوش و خروش يك عسکر نیز بجنگ کردن ، وخون ریختن دشمن آرام وقرار میگیرد ! اینست که میروم وچنان میروم که دیگر واپس نیایم ! لهذا بمجردیکه پایم به آنطرف ساحل برسد نمیخواهم که فکر و خیالم بغیر از دشمن بادیگر چیزی مشغول ومتعلق گردد ؛ عقلم ، فکرم حواسم همه کی به آن منحصر باید شود . آرزوی یگانه ام همینست که تا بمرگ با تمام قوت خود محاربه کنم . پس برای اینکار لازم آمد که بصورت ابدی از تو جدا شوم ، وفکر و خیال خود را یکقلم از تو بردارم. زیرا اگر تو در زیر نگاه من باشی ممکن نیست که به تمام آرزوی دل خود همه فکر و حواس خود را بجنگ وقتال منحصر بتوانم ، وبوجه دلخواه خود به باد شاه و مملکت خود خدمت بتوانم ، لابد که يك گوشه دل ، ويك قسم حواسم با تو گرفتار خواهد بود. حالا نگاه در غمشاه شريك گنجایش قبول ندارد!
« پس بگو ، تو چه میگویی ای محبوبه خوشروی من ! »
زن جوان ، وخوشرو، وعسکر، ودلاور ، این سخنان پر تاثير شوهر خود را بکمال صبر ومتانت شنیده اینچنین جواب نوشت :
« در راه نام و شان باد شاه محبوب القلوب ، ووطن ، وملت مانند تويك شیرین دل خود را خندان خندان فدا میکنم ؛ واین ایام وصال ما كه ماننديك خواب بسیار لطیف و شیرینی بسیار کم مدت دوام نمود به ایام فراق که تا ابد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
