Machine transcription
۵۲
رمیده میشود از من هر نشیب و فراز پوشام تیره ازان روز روشنم شده است
فگنده است مرا روز و شب بحیرت و فرار شکایت از که کنم دوست دشمنم شده است
بهر رهی که روم خالی از خطر نبود ندانم از چه سبب خلق رهزنم شده است
چو رفتم از پی گل چیدن وصال نگار که خار هجر گرفتار دامنم شده است
فتاد عایشه در بحر هجر و غم خورد
لطفش از سر الطاف ضامنم شده است
چگونه شرح غمت یا عیان کنم ای دوست حقیقت غم خود چون بیان کنم ای دوست
کجا روم ز که پرسم نشانت ای محبوب بیاد وصل تو سیر جهان کنم ای دوست
بباغ دل چو رسم سر و قامتت نگرم برغم بلبل و قمری فغان کنم ای دوست
سرشک خون برخ زرد اهل میبارد اگر ز هجر تو هر دم روان کنم ای دوست
ز جور چرخ جفاکام داعضا دارم شکست مدعیان را چنان کنم ای دوست
دمی نیم ز تو غافل مگدران اوقات که قطع مرحله این جهان کنم ای دوست
شود چو کوکب بختیای مدعایشه
طواف کویی تو من بیجا کنم ای دوست
صنما گلشن روی تو چه بسیار خوش است چیدن از باغ وصالت گل بیخار خوش است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
