Machine transcription
۱۶
ناگزیر ست بستن این بخیہ دوزی بر لبم چون کنم این پیشتر کل خوش نمی آید مرا
می کنی تعطیل اندر قتل من نفع صبورت این قدر صبر وتحمل خوش نمی آید مرا
مال و ملكم را شجاع الملک شه بر باد داد دست خالی جیب بی پل خوش نمی آید مرا
می طپد عاق انده خون دل از فرقت
همچو مرغ نیم بسمل خوش نمی آید مرا
ای شعاع عارضت صبح سعادت ضیا مبینی شمس طلعت سر مستان بیا
بی جمالت در نظر گل همچو خار آید مرا ذره اکسیر حسنت مس جانرا کیمیا
میخورم مخون صفایلی دلم را عزشوق چون خسر خشكم جسد شد همچو نقش بوریا
جز خیالت وز وشب در خاطرم نبود دگر گردش گردون مرا بر سر چو سنگ آسیا
زخم کاری خورده ام از خنجر شرگان تو بر جراحات دلم حبّ تو باشد مومیا
نیل می خواهم ز کوچت ای صبا کن چون کلید جنت است جانا بدرستخیا
جان فدای شیوه شیرینت ای رشک قمر خاک پایت کشتم در دیده همچون توتیا
درد مندم مستمندم ای طبیب مهربان جان بلب آمد مرا تشریف فرما حابیا
فصل گل آمد بجوش و بلبلان در خببروش موسم عیش و طرب شد باده خواهم ساتیا
تشنه لب افتاده ام ساقی تلطف جام می کین بود پاداش خیرت تا قیامت باقیا
بچه دلہا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
