Machine transcription
۲۸۹
ای دریغ عهد شبابم بغم و رنج گذشت
مار ماند عاقبت کار من و گنج گذشت
خرم آنروز که گلزار جمالت بینم
گل عشرت ز گلستان وصالت چینم
سفله پرور شد ایام نماند اصل و نسب
روز روشن همه بر اهل هنر گشته چو شب
نزد صراف فلک گردش دور گردون
قدر خر مهره شد ار گوهر یکدانه فزون
خون دل از شره ام میچکد از جوهر مهر
نیست همچون من سرگشته گیاه مه و خور
بر جراحات دلم زد نمک مهجوری
چشم دو چار شدم بستر فراق و دوری
روز و شب گشته مساوی بمن از هجر و فراق
سینه ام ریش شد و تلخ شد کام مذاق
چند از لعل شکربار تو دورم دآر
از وصال گل رخسار نفورم دآر
این قدر کبر مکن غنچه باده فروش
ز آتش هجر توام دیگ شکیبست بجوش
این بعید است ز مروت صنمی لاله عذار
که بجز باده گلرنگ رود فصل بهار
موسم عیش و طرب میگذرد باده بنوش
غم مخور شاد بزی چند نشینی مدهوش
صنم لب شکر و خمر مذاب آر بکف
تا توان بی می و معشوق مکن عمر تلف
طاق ابروی صنم قبله حاجات بود
فرح پیشانی او فاتح مهمات بود
چند روزی بجهان خرم و خندان میباش
همدم و همنفس لاله عذاران میباش
گل ز گلزار رخش چیده بدامان میباش
عشقبازی کن و سر حلقه رندان میباش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
