Machine transcription
۲۷۸
غنیمت بود بخروزی نشاط که جاوید نبود موبد بساط
شراب کهن ریز در جام زر کند فارغم از همه خیر و شر
بیا ساقی صبح روشن ضمیر دلم گشته در دام ظلمت اسیر
کرم کن کرم پیشه مرتضی است بروی سخی از سعادت ضیاست
ازان می که بیخود ز خویشم کند دوای دل ریش ریشم کند
بیا ساقی هوشی دل ربا بده از می احمر روح فزا
رتا یابم از جمله خوف و خطر زمانی ز خود سازدم بیخبر
بیا سایم از هجر و درد فراق برون آیم از ورطه اشتیاق
چو زهر است تلخ کام مذاق از گردش فتادم بدشت نفاق
بیا ساقی عشرت بزم خاص بده باده کز رنج یابم خلاص
ازان می که فرح دل و جان بود که از بوی وی غم گریزان بود
ملوم من از گردش روزگار کرم کن که از غصه شوم رستگار
بمن تنگ شد عرصه خرمی که طاقت ندارم بجز می دمی
بیا ساقی ان می که شربت شفا ز نوشیدنش دفع رنج و عنا
بیا ساقی زان باده مشکبو بمن ده که داری نهان در کدو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
