Machine transcription
٢٤١
بگو وصف محبوب شیرین سخن
شکر لهجه چون غزال ختن
پریوش چو بردارد از رخ نقاب
ز رویش شود مهر و مه در حجاب
مغنی تو با ساقی گل عذار
بکن مشورت بزم کن جنت بیار
بکن در قدح خمر یاقوت فام
ز فیضش جهان بشود چشم جام
خم سینه را پر می ناب کن
دلم را ز یکجرعه دریاب کن
مغنی دف و چنگ را ساز کن
به نشو و نما عشوه پرداز کن
حکایات هجران ز نی کن بیان
که نبود دگر قصه در میان
بود قوت عشاق خون جگر
مدام آه سردش بود چشم تر
مغنی بزن ساز شاهانه را
برقص آر تصویر بتخانه را
سرود و ترنم بود مغتنم
خوشت جام باده ز دست صنم
می ناب در ساغر زرنگار
لطیفت بسا وقت فصل بهار
مغنی بط و چنگ و نی دلکش است
نفیرش بجان شعله آتش است
ز ایام رفته رساند خبر
مبشر چو گل بر نسیم سحر
سرانجام عالم چو یکدم بود
بعشرت بزی چون ترآدم بود
مغنی بزن ساز عیش و سرور
که از ورطه غم بیابم نفور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
