Machine transcription
۱۹۲
من بتو دمی طاقت گفتار ندارم
خواهم بتو یکچند بعشرت گذرانم
گفتم که بخوبان ندهیم دل چکیم وای
مجنون صفتم مسکن ماوا شده صحرا
آفاق پر از قصه و غوغای تو دیدم
گردو رخ سوزان بدهم با تو توانی
آرام نباشد بزمانی که نبینم
افسوس که صیاد اجل بست کمینم
بر خاتم دل مهر تو شد نقش نگینم
از فرقت و هجر تو چنین گوشه نشینم
این شوخی عجب نیست که بردی دل و دینم
بیزارم اگر مینو بود خلد برینم
عالی شب و روز بود ورد زبانم
اگر حور جنانست که من مینو نه بینم
در خون دل نشسته چویاقوت احمریم
ما از خم الست می ناب خورده ایم
دل برده است غارت عقل و خرد کند
مجنون صفت بوادی هجران نشسته ایم
منت خدایرا که نیم شرمسار دوست
از یمن عشق و همت پیر مغان مدام
غرق گناه و نامه سیاهست عالی شیه
امروز پیش دلبر و فردا مسافریم
اندر طریق عشق چو سکندریم
فرهاد وشین شیوه شیرین قلندریم
در شش فراق قرین سمندریم
پرورده نعیم شه بنده پروریم
هر جا که میرویم بر اعدا مظفریم
امیدوار لطف خداوند اکبریم
م.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
