Machine transcription
۱۹۳
نیترسی ز خون بی گناهی
دل نامهربانت را بنازم
دل عالیش صید غمزه تست
مقام و اشیانت را بنازم
خود بخود کردم و اسحال پشیمان شدم
از غم دست سرام حیران شدم
اشک خونین و رخ زرد و دل پر حستر
از جفای فلک غصه دوران شده ام
نیست بلوح دلم جز الف قامت یار
بنده خال خط و عارض مژگان شده ام
قدر محبوب ندانستم و در باطنش
این زمان در طلبش مرغ سلیمان شده ام
زهر نوشیدم و خبر مرگ ندارم کسی
عبث از بیخردی در پی درمان شده ام
سعی بیهوده مکن رنج ترا نیست علاج
منتظر بکرم قادر سبحان شده ام
عالیه چاره بجز صبر نداری خاموش
همچو محبوس شبی روز بزندان شده ام
من از دست گردون بجان آمدم
ز جور فلک الامان آمدم
ندیدم بگیتی گهی روز خوش
از انروز کندر جهان آمدم
شدم همچو مجنون ز خود بی خبر
گرفتار دام بتان آمدم
بخواب عدم رفته بودم عجب
ندانم که اینجا چسان آمدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
