Machine transcription
۱۷۲
زاهد خلوت نشین دم از تصوف میزنی چون بیایم در پی تو و عطف حیف حیف
پادشاهان سفله پرور شد نماند عزتی بر قبر خجعبان جهان هم بر طریقی حیف حیف
خواستیم که جرعه نوشم زجام زرنگار ساقی گل چهره را ساغر نکش حیف حیف
میگذشت آن سیمین مایم بی خود شر التفای سینه پرینا وک بهر شیرین وش حیف حیف
شور و غوغائی که در من برمیدا که چیست حرتنا بر باد ایام سلف شد حیف حیف
عایشه پیوسته از خود همچو مجنون غافلست
بلکه بیزار از همه عیش و شعف شد حیف حیف
جرم ما یا رب بود چون کوه قاف ذره لطفت توان کردن معاف
الغیاث ای ملجاء لطف و کرم هم بحق دودۀ عبدالمناف
روز و شب از اشتیاق گلرخان غرق خون دل نشستم تا بناف
شهر یار کشور ملک دو کون با تو کس هرگز نیاید در مصاف
ساقی جان بخش در کامم بریز قطرۀ از خم وحدت صاف صاف
عایشه دارد امید مغفرت
وعدۀ لطفت نمیباشد خلاف
چند نالم از فراقت نازنینی ناخلف کی بود آندم که آرم در حمن صلصایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
