Machine transcription
۱۴۹
این چنین داغی که گردون بر دلم بگذاشته طاقت این داغ را هرگز ندارد شیر نر
باغبانان فلک را دست و گردن بشکند ناگهان از پا فگندند نخلپای تازه بر
چون سلیمان خاتمی را با شم از دست خویش از ندامت باد کردم خاک عالم را بسر
چند نالم از جفای چرخ و جور روزگار زخم ناسوری که من دارم که دارد در جگر
سوختم بآتش سودای عشقت چون سپند از تمنای وصال خوبرویان ایخدا
عالمش گوید که یا پروردگار از تن برآن
کاش میر دم نمی شد زین صدا گوشم کر
ای صنم لب شکر گلعذار کشته دل از فرقت تو پاره پار
بسته بزنجیر سر زلف تو چون من سرگشته هزاران هزار
هیچ ندانم که چه باشد سبب رحم نداری بمن دل فگار
حلقه عشقت بت نامهربان بست بگوشم چو در شاهوار
باز محبت چو به پرواز شد چنگ زد و مرغ دلم کرد شکار
شیوه شیرین و عذار ملیح نفحه گیسوی تو مشک تتار
تاب و توان و خرد و عقل و هوش برده زمن خال و خطت ای نگار
شهره شهرم بتمنای تو روز و شب از هجر توام بیقرار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
