Machine transcription
١٤٨
صبو کن صبو کن صبوری که ایوب از صبوری یافت مقدار
جفای دوست را عین عطا دان که گل بیخار نبود گنج بیسار
گلستان جهان هر چند که زیباست خزان ست عاقبت این طبع و گلزار
بقاى عمر و دولت با دوام است نماند زین دو آخر هیچ آثار
اگر صد سال مانی در زمانی همی باید ترا رفتن ازین دار
گرفته ساقی دوران پیاله بباید خور دانین می مست و هشیار
قلوب المومنين عرش الهی ست عزیزاً تا توانی دل بدست آر
حذر کن از درون سینه ریش که دل خالی نمی باشد ز اسرار
متاع جودت هر چند عالیست بجز خالق نمیباشد خریدار
شد عایشه مقامش بیت الاحزان
بنا این خانه را چون کرده معمار
چون تو رفتی از برم ای شام هجرم سحر چشم امید مرا نبود ضیار در بصر
بی وصالت در نظر گل همچو خار آید مرا گلشن گردون نماید همچو آتش در نظر
چون بصیاد ازل دام شقت مبتلا شد مرغ دل شد مبتلا در حلقه خوف و خطر
شد تبه کشتی مرا اندر محیط بیکران غرق بحر بی سرو پایم نمی یابم گذر
ایچنین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
