Machine transcription
۱۱۷
گرفتار شب تارست ز عمر خویش بیزار
بگرید شمع و صل دوست چون پروانه میگردد
بدام زلف مهرویان قتارست چومحبوسان
بگرد خرمن عارض برای دانه میگردد
نجوید ملک خاقانی نخواهد تاج سلطانی
چوسیاح از پی هر قصه و افسانه میگردد
بیا ساقی بده جامی که دل یابد سرانجام
بیاد ساقی کوثر بهر خمخانه میگردد
ندانم قسمت عارث از فطرت چهالند
که دایم از وجود خویشتن بیگانه میگردد
باغ و بستان بجا جان جمله قرآن میگردد
باغبان نعره زنان جامه دران میگردد
بلبل از هجر گل از خویش ندارد خبری
دیده بر هم زند و سیل روان میگردد
صرف شد عمر گرامی بتمنای وصال
در پی ناظره حسن تبان میگردد
چشم بد دور ازان دایره مینائی
که بدور رخ آن بدر جهان میگردد
لعل نوشین ترا هر که بنوشد صنما
پیر صد ساله اگر هست جوان میگردد
شرح اوصاف جمیلت چوکفنم معدن لطف
هر سرموی تنم تیغ زبان میگردد
جام جم بین که دم از سر نهانی میزد
اثری نیست زو نام نشان میگردد
چند روزی اگرت عمر بود عشرت کن
زشت و زیبا همه در خاک نهان میگردد
جرعه هر که ازان ساغر صافی بخشد
بنده خاک در پیر مغان میگردد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
