Machine transcription
١٠٢
نار هجران شعله زد شهباز عقل از سرپرید طاق شد طاقت گریبان میجان پر پرید
باغ گردونرا چه آراید چو نبود حاصلش با غبانان فلک را دست میباید برید
ای دریغ از ضعف طالع آنکه دست کو تهم شد بهار آمد خزان از وصل دلبر می کشید
الیهنم از محبت همچو مجنون روز و شب در بیابان فراق افتاده غم بر غم مزید
سوخت سر تا پامرا چو شمع نار فرقتت تا بکی تیغ جفایت میکند ما را شهید
همچو مجنون سان گرفتارم بر ندان غمت ایگر حند باشد وعده لطفت مجید
پادشاه حسنت عالمگیر شد چون با خود آفرین بر کلک نقاشی که تصویرش شید
از فراق نرگس شهلا و خط عنبرین دل بخون خود چو مرغ نیم بسمل میطپید
خویشرا محبوس قلاب محبت ساختم رشته الفت بمقراض پریشانی برید
نزد صراف فلک رفتم برای امتحان دیدیش خر مهره را بهتر ز گوهر می خرید
حیف اوقاتی که ضایع ساختم بیفایده زین ندامت از دل پر ستم خون میکید
سرسبر گیتی مرا شد چون سواد اندر نظر دل زمیدان محبت در آوی و حی میشید
از تعجب نیست کر گشایش فیض ابد بشنوم که این بشائر آنکه محبوبم رسید
دل بمهر مهوشان بستن بود فکر عبث زانکه از خوبان عالم کس وفاداری ندید
انما اموالکم پندیست از ناصح شنو جیفه دنیا نمیجوید خر اهل پلید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
