Machine transcription
٨٧
گم کرده بصحرای عدم وادی مقصود
مردان خدا بر من بیچاره نظر کرد
خون شد دلم از غمزه آن نرگس جادو
چون بحر خروشیده و از دیده گهر کرد
من خاک در پیر مغانم بحقیقت
کین شام مرا از کرم خویش سحر کرد
از دست بدر رفته وجود من مسکین
عیسی نفسی بر من دل خسته گذر کرد
جوید مدد عایشه ز انفاس مسیحی
آنانکه میکند بنظر خاک چو زر کرد
ای عزیز از خدا خواهم مدامت ایجنید
در میان مجلس مستان تو باشی سرسبند
زیر زلفت دانه نهاد صیاد ازل
مرغ دل خود را بدام حلقه زلفت فگند
کشته ات نیست بر من عطا کن یکره
بر در ارباب صاحب ہمت آید مستمند
در محبان میگریزی می نشینی با رقیب
مینماید این سخن در نزد عاقل ناپسند
بیوفائی میکنی خوفی نداری از خدا
سوختم بر آتش سودای عشقت چون سپند
چند روزی در جهان بهر تماشایم
دل برین دنیای دون هرگز نه بند د هوشمند
برندارم دل ز مهرت گلرخی نامهربان
چون قلم عایشه را جورت کند از بند بند
خورشید حسن دوست چو زیر نقاب شد
مرغ دلم بر آتش هجران کباب شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
