Machine transcription
۸۵
رفتم بباغ وصل بچینم گل مراد
بلبل بناله آمد و میگفت داد دا
عمر عزیز صرف نمودم درین ریاض
امروز رایگان گل من میبرد ساد
دست طمع ز دامن گل باز داشتم
گفتم که نیست شرط مروّت بود فساد
اوقات خویش صرف برای وصال کرد
امروز خامشی بدم بهتر از جهاد
با یار دیگری نتوان آشنا شدن
قانع بشو بقسمت خود هر چه باد باد
ای نونهال عیش بستان کیستی
وین نوبهار حسن ترا آفتی مباد
ایکبک خوشخرام که خوش میروی بناز
هرگز دگر ز مادر گیتی چنین نزاد
وز باد صبح گل بشنید و بخنده گفت
مثل تو ایصنم ندید هیچکس بیاد
گر یکنظر بمن میکنی از راه مرحمت
کسری زشان تو نبود ای پری نژاد
خال تو دانه زلفتو دام بلای جان
مرغ دلم بدام سر زلفت اوفتاد
دل مبتلای ماه وشان شد از ان زمان
خشت و گل زمانه چو معماری بنهاد
وین کاخ زرنگار بقا با کسی نکرد
بر باد داد تاج فریدون و کیقباد
یارب چگویم از ستم و جور روزگار
گردون مراد عایشه را هیچگه نداد
ساقی بیار باده که شاه جهان رسید
سر تا ز افتخار بهفت آسمان کشید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
