Machine transcription
۸۴
که دین است چنین صنع عجایب را
بگر دماه وطن گاه سنبل تر شد
هر آنکه کشته تیر نگاه او گردید
نه شبهه ایست که آنکس شهید اکبر شد
هزار جان گرامی فدای آن عارض
بیک لطافت او عالمی مسخر شد
بخنده چون بکشائی لبانی سراظهار
گلاب از خجلت بخوی خود تر شد
مسیح بنده لعل گهر فشان تو باد
تراکه یوسف مصری غلام چاکر شد
چو حبت تو بگزیدم همیشه خوشحالم
هزار شکر که این دولتم میسر شد
گر این نداشنوم سر رسد بافلاکم
که عایشه سک کوی شفیع محشر شد
سحر از بوستان جیبی صال یار می آید
سمند در تماشای گل و گلزار می آید
گروهی سر از وحدت بی ره غفلت ند
درین حیرت یکی مست یکی هشیار میآید
دوگیسوی معنبر چون سواد لیلة القدرت
ز هجرش از دو چشم اشک گوهر بار می آید
نوید وصل جانان طایر فرخنده پی آورد
که آن سلطان حسن شیخ شیرین کار میآید
ابوبکر و عمر عثمان علی هستند و مردان
ز قاف تا قاف و قیران پا بوس این چار می آید
ز باد آب بشنو نعرههای بی تحاشا را
زبان گویا به مدح حیدر کرار می آید
اگر من خنده بگذاری شونومید عایشه
ترا فیض از جناب احمد مختار می آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
