Machine transcription
۷۲
گیسوی مشکین سمش در گلستان جان و دل
شد گلستان رشک افشان یا محمد الغیاث
کی زباغ وصلت ای شاهنشه عالیجناب
محسن چینم گل بدامان یا محمد الغیاث
عقده از هر چند که افتادست بکا رعاصیم
ست الطفت مشکل آسان یا محمد الغیاث
خون ز دیده اشکبارم یا محمد الغیاث
غیر عشقت نیست کارم یا محمد الغیاث
در چه زندان غم افتاده ام دستم بگیر
طاقت هجران ندارم یا محمد الغیاث
در ره وصل تو چشمم چار شد سلطان دین
روز و شب در انتظارم یا محمد الغیاث
غرق اشتیاقم در لطفم کن عطا
از محبت بیقرارم یا محمد الغیاث
دین الطاف بکشا بر من عاصی نگر
مست جرم مشیمارم یا محمد الغیاث
سید عالی نسب ای مهتر قوم عرب
از کرم امیدوارم یا محمد الغیاث
عمر خود کردم تلف بیهوده در لهو و لعب
از ندامت شرمسارم یا محمد الغیاث
مضطر و محبوس و مسکین نیست غمخوارم کسی
سینه ریش و دلفگارم یا محمد الغیاث
بر درت افتاده چون خاکم نظر کن از کرم
مخفی و هم آشکارم یا محمد الغیاث
بحر دل از غم بطغیانست چون موج الشمین
جز تو نبود غمگسارم یا محمد الغیاث
تشنه لب افتاده ام اندر بیابان فراق
جرعه امیدوارم یا محمد الغیاث
دردمندم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
