Machine transcription
هر که بود . ولی طبعاً مفسد و بزرک مفسد بود . زیرا امر وز يك
قضیه اصلاحی قومی که خیلی با اهمیت است روی کار بود . و آن عبارت
از اصلاح کردن بین گردیزی که اهالی پایتخت سمت جنوبی هستند ، وبین
دیگر قوام افغان که با ایشان در این چند ماه مقابله و نزاع داشتند بود
علاوه بر این همه ، چیزیکه میتوانست قضیه را خیلی تیره بسازد همینکه خوانین
ومعتبرین گردیز اعتماد ودل کرده به مجرد دعوت شدن بدین اهمیت دادن
مقاتله های چندین ماهه آمده و فعلاً در این میدانیکه این فساد پیدا شده
است حاضر هستند. مگر فضل خداوند بود که به هيچ يك از
گردیزی ها در این مصیبت آسیبی نرسید . تاریکی رسید و شب شد .
هر کس در هر نقطه که بود ها لجا ماند . شب هم گذشت
ولی آرام شب نبود. چون واقعۀ عصر نه علت و نه محرك آن
معلوم بود . از این رو هر کس احتمال میداد که شاید واقعه ظرف
شب تکرار شود علاوه براین توهم میسر نشدن خوراک و پوشاك در اين
تکلیف می افزود .
پیشتر در فقره یاد داشت خود در صفحه (١٦٥) گفته بودیم به سبب ظلم
و جبریکه محمد صدیق با بعضی اقوام احمد زئی کرده بود . نسبت بخود
خیلی دلهای پر کینه و عداوت پیدا کرده است . جناب سپه سالار
صاحب محض برای اینکه کدامی ازان دشمنان انتقام جوی محمد صدیق
از موقع استفاده کرده اذیتی بوی نرساند. چند نفر از خوانین احمد زئی
را برای محافظت و نگهداری او از طرف شب معین فرمودند . شب در قلعه که
جناب سپه سالار صاحب قیام داشتند خیلی خوانین جمع بودند؛ مذاکرات
زیادی دایر شده است از آنجمله قوم ( بازو خیل احمد زئی ) بود که محمد
صدیق فرقه مشر را مطالبه میکردند . تا قصاص و انتقام مقتولين و مظلومین
خود را ازوی بگیرند . فریق دیگر حاکم اعلی را میگفت که طرفدار امان
الله خان است ما او را نمیخواهیم که در گردیز بماند ، بالاخره بعد از
مباحثات خیلی دور و دراز فیصله بر این شد که حاکم اعلی و محمد صدیق
– 168 –
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
