Machine transcription
٤٧
محمد ولیخان يك لاش كامل گوسفند را از قصاب خریداری كرد از
نزدش پرسیدم كه اینقدر گوشت را چه میكنید ؟ گفت مهمان داریم
على الصباح این روز نوبت آب ما رسید بغرض نگهداشت ورسانیدن
حق آبه خود چون گذر ما به قلعه محمد ولی خان شد دیدیم كه محمد
ولی خان وكیل بسواری موتر از كابل آمده در قلعه خود پایان گشت
بيك طرز مخصوص از محمد زمان ناظر خود جویا شد كه « مهمانهای
شما بخوبی رخصت شدند »
« محمد زمان گفت » بلی ! « بدرستی عزت شان شده رخصت شدند ! »
محمد ولی خان محمد زمان نام ناظر خود را تأكید كرده هدایت داد كه برای
آنها بدرستی بفهمانید كه در روز روشن نیایند واز قلعه بدر نشوند كه
مردم بالای شان خبر نشود چون این وقائع را بچشم خود دیده ایم
وبگوش خود شنیده ایم عندالله اظهار كردیم .
معروضه تحریری امام الدین خان : ــ
(٨٨) محمد ولی وكیل امان الله خان از قدیم با بچه سقو رابطه وخصوصیت
داشت و همیشه با همدیگر میدیدند و با هم دیگر رفت ورو داشتند علاوه
بر مبلغ هشت هزار پوند كه برای حبیب الله روانه كرده خورا كه
ومصارف لازمه حبیب الله و همراهان كوه گرد اورا بر محمد زمان ناظر
خود مقرر كرده بود كه از حاصلات املاك قلعه مراد بیگ او
بآنها داده شود فقط .
اظهار تحریری میرزا عبدالمنان خان : ــ
(٨٩) وقتیكه جناب غلام نبی خان مزار شریف را فتح و با سقویها مقابله داشت
بنده يك روز برای بعض كارها در برج شمالی نزد شیر جان وزیر دربار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 51 of [Shammah-ʼi az maʻāʼib-i khīyānat]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0121/00051.jpg)