Machine transcription
٤٦
مهمانی و پیسه وغله و سررشته دادن
( محمد ولی به بچه سقا و )
خوجه میر علم ساکن سرای خوجه : -
( ٨٤ ) روزی حبیب الله وحمید الله بچههای سقو در هنگام دزدی و کوه گریزی خود در سرای خوجه بجای من آمده گفتند که مایان را محمد ولی خان وکیل در قلعه مراد بیگ خواسته بود ، بجای او رفتیم اورا بدرستی دیدیم وملاقاتها کردیم در آخر بما گفت که امروز نان خورده بروید که من بکابل میروم چرا که کار دارم فردا پس می آیم بوقت عصر بیائید با هم حرف می زنیم بعد مایان را محمد زمانخان ناظرش نان داد نان خورده رخصت شدیم فردا بار بجایش می رویم .
سید عالم شاه تحریراً اظهار کرده که : -
( ٨٥ ) در ایام کوه گریزی حبیب الله دائما سلسله رفت و آمد و پیام بچه سقو با محمد ولی خان در قلعه مراد بیگ جریان داشت این مسئله مشهور وعامه اهالی ازان اطلاع دارند !
اقرار تحریری محمد زمانخان و تاج محمد خان و سلطان عزیز خان : -
( ٨٦ ) خسر بوره بچه سقاو که ملك نام است و به نزد محمد زمانخان ناظر محمد ولیخان گادیبانی میکرد همواره وسیله نامه و پیام و ذریعه رفت و آمد و نشست و برخواست محمد ولی و بچه سقاو بود .
اظهار تحریری محمد سرور خان و قیام الدینخان قلعه مراد بیگی : -
( ٨٧ ) ما دونفر به قصابی قلعه مراد بیگ حاضر بودیم که محمد زمان ناظر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 50 of [Shammah-ʼi az maʻāʼib-i khīyānat]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0121/00050.jpg)