Machine transcription
پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٤ جلد اول - نادر افغان
سردار سپه سالار آمدن کابل را بپذیرند، تا بهر کاریکه خواسته باشند، مقرر شوند، ولی درحقیقت
این پیغام، از پیغام اولش مضحک تر بود، زیرا این بدبخت ازین غافل بود که مطالب
ملی بعذر وزاری فروخته نمیشود، چنانچه درین دعوتنامه خیلی باغهای سبز و سرخ را بجناب
سپه سالار نشان داده، بزبان آقای علیشاه خان غندمشر پیام فرستاده بود، که بچه سقو
باز همان دعوتش را تجدید و عهد میکند که در موقع ورود سپه سالار بکابل بکمال اعزاز
و احترام از اوشان پذیرائی و بکاریکه بلندتر از ان نباشد سپه سالار را مقرر میدارد.
اگر بآمدن کابل راضی نباشند، پس بچه سقو را بحالش بگذارند، زیرا که وی در
بدل این مراعات شان نه تنها آل و عیال اوشان را که محبوس اند رها و بکمال اعزاز
و احترام بهر نقطه که معین فرمایند، میرساند، بلکه برای مصارف و لوازم سفری شان
یک مبلغ گزافی را نقد هم تقدیم میکند، علاوتاً بهر کاریکه در خارج خواسته باشند
بعد از دفع انقلاب داخلی و قبول شدن بچه سقو بنزد دول خارجی اوشانرا مقرر و
حاصلات ملک های شانرا هم قسط بقسط برای شان میفرستد، در صورت
نکول از قبول این و شرائط البته که تمام آل و عشیره و افراد خاندانی شانرا که (۶۱) نفراند
بانواع مصیبت و زحمت خواهد کشت.
سپه سالار بجای اینکه از دیدن احوال زار و زبون آقای علیشاه خان از تکلیف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
