Machine transcription
پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٣ جلد اول - نادر افغان
دائر بود، واقعاً اگر حواس را فجائع حاضرهٔ مملکت افسرده نمیساخت، این عید از پرجوش ترین اعیادی بود، که درین سمت پیش آمده است.
روز دوم وسوم عید بهمین منوال گذشت، و آقای جرنیل صاحب در روز سوم واپس بطرف جاجی حرکت نمودند.
باز پیغام سقو زاده
ده روز از رفتن نمایندهٔ بچهٔ سقو گذشت، باز امروز شنیده میشود که در گردیز نمایندهٔ سقو زاده رسیده، فردا بتجگنگ خواهد رسید، ولی درین دفعه بچهٔ سقو، با این پیغام خود واسطه را برای قبول شدن پیش کرده و آقای علی شاه خان (۱) را فرستاده است، نمایندهٔ سقوی درین دفعه هم همان مولوی عبد اللطیف کوهاتی بود.
موضوع پیغام عیناً مانند سابق بود تنها این قدر فرق داشت که در دفعهٔ گذشته لهجه دعوت را داشت اما درین دفعه سقو زاده خواهش و تمنا کرده بود، که
(۱) آقای علی شاه خان غندمشر یکجوان صاحب تعلیم تربیهٔ جدیدهٔ است هم معلم سپه سالار است، با آقای اسد الله خان پسر اعلیحضرت امیر شهید حبیب الله خان درینجا آمد که از حیث اخلاق و تعلیم یک جوان دانشمند میباشد، و دگر افراد خاندان ایشان در کابل محبوس و شدیداً تحت نظارت ظالمانهٔ خائنین بودند. در موقع وصول جوابیهٔ نخستین سپه سالار بچهٔ سقو او را از بند یخانه کشیده بقسم ایلچی و قاصد بنز د مامایش (سپه سالار) فرستاد، تا اوشان از دیدن وضع جگر خراش او متأثر شده احوال دگر افراد خاندانی خود را بر وجود زار و زبون او قیاس کند، وحتماً در برابر آن مطالب بچهٔ سقو تمکین کرده، لا اقل جهت استحلاص آل و عشیرهٔ خود از ان بلیه از راه موافقت پیش آیند ولی بنام عزم و تنخواهانه و اراده ملت پرورانه این سپه سالار فرزانه را که در مقابل راحت و سعادت ملت خود جان، مال، عیال، اطفال عموم خاندان خود را هدیه کرد، و حملات ان اد که (محمد نادر) در مقابل خیر ملت و مملکت از دنیا و ما فیها قطع تعلق میورزد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
