Machine transcription
شماره ۳/۱۳
٤٧
جلد سوم . سال دوم
نیز ترقی کرده رفت . بعض اشخاص کمبخت چنین بودند
که غیر حق دیگری را تقبل میرساندند و مالهای مردم را
می دزدیدند شخص مآب را بی آب میساختند . آخر کار
در بین خودها نشسته چنین صلاح کردند که یکی از بین خودها
سردار بسازیم و تمام حکم او را قبول کرده از و اطاعت بکنیم
کار سردار ما این باشد که فیصله دعوای مردم را کرده
نگهبان مال و جان و آبروی رعیت خود باشد و نام آنرا
پادشاه گذاشتند ، کار رعیت است که اطاعت او را
بکنند و کار پادشاه است که رعیت خود را بآرام نگهدارد
تا هیچکس بر یکدیگر ظلم و زیادتی نکند . بلی صاحب ، پیشتر قصه را
بخوانید، با بر گفت خلیفه صاحب ! خانه من اندکی دور است
و تا آنجا رسیدن خیلی ناوقت خواهد شد مرا اگر اجازت دهید
بهتر خواهد بود. خلیفه صاحب:
- درست میگو ید حالا بس شود انشا ء الله باز دیده خواهد شد.
حسن آرا شوق افسانه بسیار داشت بموقوف شدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
