Machine transcription
شماره ۱۳
باغ، راغ بهار، سبزه گل آبشار، آب روان، سایه بید
سیر مهتاب ، حسن، آهنگ خوش، بوی دلکش،
نعمتهای لذیذ و ملموسات لطیف و روی هم رفته جمیع مناظر
قشنگ طبیعت سبب وجود منند و من نزا ده پاک
همچه نیکانم عالم بشر بامید همدمی من زنده مانده است ورنه
دیدار منحوس غم که نتیجه اخص فلاکت زحمت مرض تنگدستی
احتیاج بیقرتی است، یک وقتی دود از نهادش میکشید
آنظالم طبیعت، خیلی بیرحم و همیشه جانهای پاک را
در شکنجه ظلم و دلهای نازک را در فشار استبداد میگیرد
زبان شیرین سرور آنت پشنگول دلم را به درستی
سخنانش هم تا یک حد جان داشت و در من اثر کرد.
میل کردم وار و ندار خود را همه در مقدم او نثار کنم و پوزش
خواهم از تصوری که میخواستم او را در مزیت با حریفش مقابله کنم
دفعةً طبیعتم گرفت. دلم تنگی میکرد. از تنفس طبیعی بازمانم
نفس که چون فرو میرود ممد حیات و چون بر می آید مفرح ذات است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
