Machine transcription
شماره (٥ ٦٠) ٢٩ جلد و سال اول
از زیرش امطار بستوه می آمدم و کاهی هم کفران مینمودم
اکنون ندامت میکشم و تمنی میکنم : کاشکی در وطن
میبودم . در انجا اگر صواعق ؛ خرمن هستی مرا هم می سوخت
عین سعادت من میبود؛ مگر چه فایده ؟!
شما که در وطن ، درین مأمن سعادت خود متمکن اید ؛
بمقابل همه شدائد آن پایدارے کنید و از هیچ گونه
تکلیف افسرده نشوید ؛ ورنه فرزند خلف وطن نیستید
و از جانب آن مادر مهربان عاقید !
(فوسیون) آن مرد نامی یونان ، زمانی که بر خلاف
انصاف بمقابل فدویت ہاے خلوصیت کارانہ
که در وطن نموده بود ؛ محکوم باعدام و نوشیدن
زهر شده، کاسه زهر «شوکران» را بلب و فامیا[؟]
خود آشنا نموده بود؛ بفرزند خود این آخرین
کلمات خود را تلقین مینمود : «فرزند من! آخرین
یاد داشت ، و یگانه وصیت من بتو این است که با ما[؟]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
