Machine transcription
۲۴
ای سلیمان فر گر احسارات موری شد عیب میپندار بود در کشورت مورمور
همچو قارون میبری نقد ندامت از جهان ریشه تاکی که جوئی از پی انگور کور
تا کلاه فقر ما را دید بر چرخ گفت در جهان افگندی اکنون این چنینو شور
همچو گندم آسیای چرخ نرمت میکند تا توانی خویشرا کن از دم مزدور دور
باد خاک مقدمت بر توتیا دارد شرف میشود بینا اگر وصفش کنم مذکور کور
در کهن کاخ ستم آباد دنیا دل مبند وقت مردن گفت اینحسرت سکندر در گور
غزلیکه تمام حروفش نقطه ندارد
مرادار د اگر آوره دلدار دلم در دام وصل او هوا دار
که دار داه در د آلود در دل همدم کو دلا در دور دوار
دلا آرامم اگر کر د د مرارام مرا کردد حصار وصل دلدار
سواد طره دلدار دارد مرا سرسار سودا در همه کار
دو عالم کرد دم در دم مرارام اگر کامم دهد در وصل دلدار
دلم آلوده در در د دل آرام سرم در راه دلدار در دار
سواد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
