Machine transcription
۲۱۹
هست شایسته ایمان حقیقی عاشق
که به ابروی تو پیوسته نمازی دارد
شعرا هر کدام بیادگار روزهای جوانی خود حسرتی
نموده و آن دوره پر سعادتی که در ایام صبا و شباب
سپری کرده اند با یک نوعی بیان مینمایند اما به بینید
عاشق آن دورهی را که با معشوقه طناز خود در یک
مکتب بوده به چه طور یک لطافت ادبی حکایت میکند
یاد روزی که من و یار بمکتب بودیم
جفت در پهلوی هم همچو دو کوکب بودیم
بیکی تخته من و یار سبق میخواندیم
بیکی تخت همه وقت مرتب بودیم
بفلک پای من و ساعد مه یکجا بود
هر دو از سطوت استاد معذب بودیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
