Machine transcription
۴۹۸
ز مشقش دمی هرکه فارغ نشست
چو رنگ خنارفت خطش ز دست
و پس از مدت متمادی در بخارا ماندن و رنجهای
گوناگون بردن بهرات عودت نمود و از دیدار خود
متعلمین را فیض بخشود و اینقطعه نیز از سایر اشعار اوست
که گوید:
اگر نگشت دل من تنور اتش عشق
چرا ز دیده من خواست دمبدم طوفان
اگرنه چشم من ابر است و چهره تو چو گل
چرا ز گریه من آن همی شود خندان
اگرنه یزدان درمان درد از تو سرشت
چرا دو چشم تو درد آمد است و هم درمان
اگر نه هست نشان از دهان سخنست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
