Machine transcription
۴۴۸
دامن صحرای حشر بحر شود سر بسر
گر نشود پایمال خون شهیدان او
خانه آئینه است محفل دل از صفا
عکس خیال رخش تا شده مهمان او
چند مسیحا کند فکر مداوای من
نیست مریض مرا چشم بدرمان او
درد دلم را دوا لطف طبیب من است
کم نشود از سرم سایه احسان او
کیست طبیب دلم قبله امید خلق
آنکه زبان آفرین گشته ثنا خوان او
پیشرو انبیا احمد مرسل که هست
سجده گه آفتاب شعله ایوان او
آنکه نه آدم اگر مظهر نورش شدی
ور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
