Machine transcription
۴۴۲
دشمن جمعیت است زلف پریشان او
چشم خمار آفرین نرگس میخواره اش
عارض افروخته است لاله نعمان او
پر شود از بوی مشک دامن صحرای چین
گر بگشاید صبا بند گریبان او
داشت مدائن جگر ناوکش از سینه ام
عاجزی دل گرفت دامن پیکان او
تیغش اگر کرده است بند ز بندم جدا
سر نکشم چون قلم از خط فرمان او
می شود از بوی سیب سستی بیمار کم
ضعف دلم را فزود سیب زنخدان او
شد به من جلوه گر یوسف مصری کجاست
تا چوز لیخا زند دست بدامان او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
