Machine transcription
۴۳۰
تا نگاهم زده خود را به سر نکهت زلف
هر کجا میگذرد همچو صبا غالیه ساست
هر کسی مرد ره عشق نباشد ورنه
ریگ این تفته بیابان چو صدف آبله زاست
آنقدر بر سر هم ریخته برسینه غمش
که اگر جوش بر ارد دو جهان تنگ فضاست
دشت پیمای جنون آبله بر پا شرط است
افسر دولت این طایفه بر ناخن پاست
کوس مهر و علم ماه در افتاد بخاک
عشق تا معرکه صف شکنی آراست
طبع را حرص اندیشه دواند چپ و راست
کشتی قرته تباهی شده موج هواست
عشق مار از ازل ساخته دردی کش غم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
