Machine transcription
جلد اول
٦٦٥
کتاب ادب القاضی
او خله او نحو ذلك وقال اتلفته لكونه نجسا لانه ماتت فيه
فارة فالقول قوله لان الزيت النجس ونحوه قد يباع في السوق
وان اتلف لحم قصاب في السوق وقال اتلفته لكونه ميتة ضمن لان الميتة لا تباع فى السوق (تكملة رد المحتار)
و ذکر کرده است در فصول عمادی که اگر شخصی هلاک کرد روغن زیتون شخص دیگر را در بازار یا روغن
اورا یا سرکه او را یا مانند آنها را و گفت که هلاک کردم آنرا از جهت ناپاک بودن آن زیرا که
بدرستی موش در آن مرده بود پس قول معتبر هلاک کننده است زیرا که روغن ناپاک زیتون و
مانند آن گاهی در بازار فروخته میشود و اگر هلاک کرد گوشت قصابی را در بازار و گفت که هلاک
کردم آنرا از جهت ناپاک بودنش وی تاوان دار میشود زیرا که گوشت مردار در بازار فروخته نمیشود
ولو قتل رجلا وقال قتله لردته او لقتله ای لى مسمع قوله (درمختار) و اگر شخصی گشت دیگری
و گفت که کشتم او را از جهت گشتن او از اسلام یا از جهت کشتن او پدر مرا شنیده نمیشود قول او بدون
شاهدان قال في البحر لو اتلف لحم طواف فظولب بالضمان فقال كانت ميتة فاتلفها
لا يصدق والمشهود ان يشهد وا انه لحم زكي بحكم الحال (تكملة رد المحتار)
گفته است در کتاب بحر رائق که اگر شخصی تلف کرد گوشت طوافی را یعنی گوشت آن شخصي را
که گوشت میگرداند برای فروختن پس طلب کرد و شد آن تلف کننده تاوان دادن آن
گوشت پس گفت در جواب که آن گوشت مردار بود پس تلف کردم آنرا راستگوی کرده
نمیشود در بین قول و رویست مر شاهدانرا که گواهی بدهند که بدرستی آن گوشت پاک بوداسب
آنکه حال حکم میکند بپاکی آن گوشت وا ذا عزل القاضى فقال لرجل اخذت منك الفا
و دفعتها الى فلان قد قضيت بهاله عليك فقال لرجل اخذتها ظلما فالقول
قول القاضي وكذلك لو قال قضيت بقطع يدك فى حق هذا اذ كان الذى قطعت يده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
