Machine transcription
جلد اول
٦٥٩
کتاب ادب القاضی
قال
واذا جعلتك وصيا فهو وصی عام كذا روى عن ابی يوسف وبه اخذ القاضی الجوز
و در کتاب قضای کتاب ملتقط ذکر شده است که اگر قاضی شخصی را گفت که ترا وکیل گردانیدم
رضی
در متروکه فلان پس آنشخص وکیل است بنکهبانی آن متروکه و وکیل نیست در دیگر تصرفات و اگر قا
شخصی را گفت که ترا وصی گردانیدم در متروکه فلان پس او وصی عام است یعنی نگهبانی آن متروکه
و سایر تصرفات رو است مروصی را همچنین روایت کرده شده است از امام ابو یوسف رحمة الله علیه
و همین روایت عمل کرده است قاضی الجوز كما فی المضمرات في شرح الجامع الكبير ولو اوصى ان يباع
عبده ويشترى بثمنه نسمة فتعتق قباع الوصی العبد واشترى بثمنه نسمة فاعتقها
وهو الثلث ثم رد العبد بعيب ضمن الوصی الثمن ويقال لم بع العبد فان بلغ ذلك الثمن فالعتق جائز عمن
للميت
كما كان وان كان اكثر او اقل يعتق عنه لا عن الميت ويشترى بهذا الثمن نسمة فتعتق عن الميت كما امرا
ولو استحق رجع المشترى على الوصى ويكون العتق عن الوصى ولا يرجع على الورثة في نصيبهم بشي الجوز
و ذکر کرده است امام حصیری رح در شرح جامع کبیر که اگر شخصی وصیت کرد که فروخته شود غلام او
خت
و خریده شود بهای او نفسی یعنی بنده و آزاد کرده شود آن بنده از جانب وصیت کننده پس فرود
وصی آن غلام او را و خرید بهای او بنده را و آزاد کرد او را و حال آنکه این بسب سوم حصه متروکه
تان
او بود بعد ازان رد کرده شد آن غلام فروخته شده بسبب عیبی درینصورت آن وصی تاوا
خت
دار میشود بهای او را و گفته شود مروصی را که بفروش آن غلام را و بعد از ان که وصی فرو
خت
آن غلام را پس اگر رسید و برابر شد بهای دوم با بهای اول پس آزاد کردن آن بنده روات
از جانب وصیت کننده چنانکه بود و اگر بهای دوم از بهای اول زیاده بود یا اندک درین
آزاد کرده میشود آن بنده از مال وصی نه از مال وصیت کننده و بخرد وصی باین بهابنده براین
آزاد کرده شود از جانب آن مرده چنانکه او را امر کرده بود و اگر آن بنده باستحقاق برده شده رجو
ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
