Machine transcription
جلد اول
٣٦
کتاب ادب القاضی
فجميع ما املكه صدقة فى المساكين فارادان يفعل ولا يحنث يبيع جميع
ما يملكه من رجل بثوب فى منديل يقبضه وليرده ثم يفعل ذلك ثم يبصر
الثوب وبرده بخيار الرؤية فلا يلزمه شيئ بطور اتيکه در کتاب حیل فتاوای ولو الجیه ذکر سینه
مردی گفت که اگر ام فلان کار اپس تمامی انچزیکه مالک آن ستم صدقه باشد در وجه مسکینان پس اراده کرد آن مرد
ان کارا کند و حانث شود بفرون تمامی انچزیکا کا کانست بمردی بعوض جامد که در دستیال چیده باشد قبض ندی آن حامدر
و نه بیند آنرا بعد از ان آن کار را بکند پس از ان به بیند آن جامه را و رد کند آنرا بخیار رویت پس
لازم نمی شود بر او هیچ چیزی قال العلامة المقدسى ومنه يعلم ان المعتبر
الملك حين الحنث لا حين الحلف اقول ويعلم منه ان المشترى
باسم المفعول بخيار الرؤية لا يدخل فى ملكه حتى يراه ويرضى به (رد المحتار)
گفته است علامه مقدسی رح که ازین حکم مسئله گذشته معلوم میشود اینکه معتبر در حانث شدن
او آن ملک است که در وقت حانث شدن او باشد نه آن ملکی که در وقت سوگند
کردن او باشد یعنی اگر شخصی بگوید که هرگاه فلان کار را کردم ملک من در راه خدا صدقه
باشد بعد از ان ملک او تلف شد پستر از ان آن کار را کرد در نیوقت برا و چیزی لازم نمیشود
و من میگویم که از حکم این مسئله معلوم شد که بدرستی آن چیزیکه خریده شده باشد بخیار رو
داخل نمیشود در ملک خرنده تا که به بیند آنرا و رضا شود بآن ولو قال الف درهم
من مالى صدقة ان فعلت كذا ففعله وهو يملك اقل لزمه بقدر ما يملك
ولو لم يكن له شيئ لايجب شيئى (در مختار) اگر شخصی گفت که یکهزار درم از مال من صدقه
باشد اگر فلان کار را کردم پس کرد آن کار را و حال آنکه او مالک بود اندک از هزار درم را
در نیصورت لازم میشود بر او آن قدر که مالک آنست و مکر نبود مر او را هیچ چیزی واجب نمیشود
بر او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
